در اتوبوس خط واحد فوق سریع السیر! آران و بیدگل _ کاشان:
تجربه اول
یه پیرزن از عقب: مغازه شاطر عباس رسیدیم بگو نگرداره!
(چند نفر نیشخند می زنند)
همان پیرزن پس از دو دقیقه مجددن : (این بار با صدای بلندتر) : نرسیدیم مغازه شاطر عباس؟!
یک پسر (خدا پدر مادرش و بیامرزه): نه مادر بشین هر وقت رسیدیم صدات می کنم.
تجربه دوم
یک زن: آقا نگر دار!
راننده: (سکوت)
همان زن : آقای راننده نگر دار!
راننده : فقط ایستگاه نگر می داریم.
همان زن پس از توقف در ایستگاه در حالیکه با عصبانیت از میان اتوبوس برای ارایه بلیط به راننده عبور می کند (زیر لب با عصبانیت) : ایستگا چی چیه؟ برین بقیه کاراتونا درست کنید بعدش بیایین ایستگا را درست کنید.
یک پسر خطاب به رفقاش: اول از ایسگا پیاده شدن باید درست بشه!
رفقای پسر: (خنده!)
تجربه سوم
یک زن میانسال (با پررویی!) : آقا میشه بلند شین ما بنشینیم.
من (در حالیکه در ردیف سوم از جلو نشسته ام) : باشه.
بغل دستی من: نه آقا بشین.
من: حالا پاشو گناه دارن.
بغل دستی من: حالا اگه صندلی آخر بودیم یه چیزی.
من : بلند می شم.
بغل دستی من: با اجبار و اکراه و با چش غره اساسی به من بلند می شه.
قصد به فیض رسوندن! از طریق نصیحت، پیشنهاد، انتقاد و از اینجور چیزها را ندارم. اینا فقط سه تا مشاهده بود که به سمع و نظر شما رسید! فقط خدا وکیلی بدونیم راننده ها مقصر نیستند که با اخم و تخم باهاشون برخورد می کنیم. مقصر خود ماییم که هنوز خط واحد برامون جا نیفتاده. همین.
سلام
پاسخحذفموقف باشيد
اما چرا بازديد كننده نداريد خودتونو معرفي كنيد
http://akhtaranekavir.persianblog.ir/
سلام
پاسخحذفمن 100تا ديگه هم دارم;)
اين نقدت رو خوب قبول دارم!
در جواب بالايي:
نقد تند خريدار كم داره!
حرف حق تلخه!
asm_rasool